تبليغاتX
ره رو
 حاشیه های ذره بین گذاری از نوع دانشگاه آزادی/شماره یک

جنجالی ترین برنامه اخیر دانشگاه

 

مثل همیشه فضای دانشکده حقوق و علوم سیاسی مخوف می زنه. تازه وارد انگار می کنه الانه که دعوا بشه.

دم در شلوغه. اما خبری از حلوا نیست. خودمون رو می رسونیم داخل اما ناغافل دوستان میزبان از دوستیمون حسن سوءاستفاده رو می کنن و مینشوننمون رو پله ها. چون صندلی ها پرن. (واقعاً که)

روی سکو ۳نفر تنگ هم پشت میز نشستن. از سمت راست:عباس سلیمی نمین(رئیس دفتر مطالعات تاریخ ایران)- کسی که نمی شناسمش و گویا باید مجری بازی کنه- صادق زیبا کلام(استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی)

خبری هم از جناب جاسبی نیست. مثلاً قرار بوده ایشون بیاد.

اولین چیزی که دست گیرم می شه اینه که طرفین مناظره اخلاق مدار نیستن. هی هم رو مسخره می کنن.هی به هم کنایه می زنن. مثلاً سنی ازشون گذشته اما...

ملت حاضر در تالار که به مرور زمان مشخص می شه عده ی زیادیشون از دانشجوهای دانشگاه آزاد هستن بیخود و بی جهت کف میزنن. هر کس چیزی به نظرش می رسه دیگران رو بی نسیب نمیذاره.(یا ایها الذین آمنوا انفقوا من طیبت ما کسبتم) شاید فکر میکنن چیز خوبی کسب کردن. بعضی ها البته چون با دست و پا کسبیاتشون رو انفاق میکنن حامیان نظم جلسه رو کلافه کردن.

جلسه ادامه داره که در وسط تالار ۲ نفر شروع میکنن به هم پنجول انداختن. حامیان نظم به سمت محل نزاع میرن. کسی روی سکو میکروفون به دست از دانشجوها تقاضای حفظ نظم داره. خطاب به حامیان نظم: "ببرینش بیرون".(با خودم درگیرم که کار درستی کردن یا نه؟) فضا ملتحب تر می شه. پسر تپل کلاه به سری در حالی که خندش گرفته سعی میکنه با خونسردی شعار بده که کسی پیگیر نمی شه(ضایع می شه).شخص میکروفون به دست قول می ده که توضیح بده. آرامشی که در لحنش هست به آروم  شدن فضا کمک می کنه.

-دوستان انجمن اسلامی  دوستان بسیج  دوستان جامعه اسلامی نماینده هاشون تو جلسه هستن میتونن شهادت بدن. این دانشجویی که بردنش بیرون مشکل روانی داره بارها خواسته که خودکشی کنه.این یه مسئله ی روان پزشکیه.(نفس راحتی می کشم.به این می گن مدیریت بحران)

جلسه با فراز و فرود حاکم بر فضا ادامه داره.

یه آقای تپل دیگه ای که کت و شلوار پوشیده و در جمع حامیان دانشگاه آزاد نشسته هی نفس کشی تحویل ملت می ده و پا می شه و زیر الم رئیسشون سینه زنی راه می اندازه.(انگار شهریه می گیره به جای اینکه شهریه بده). گروه دانشجویان معترض دانشگاه آزاد چشم دیدنش رو ندارن.

پسر لاغری که از دانشجویان معترض دانشگاه آزاد است هی رو پله ها ییلاق و قشلاق میکنه. اهل کوچ است.(شاید اسمش پرستو باشه)

جناب زیبا کلام جایی کار دارن و باید تشریف ببرن.مسئول بسیج دانشکده با تقدیم لوحی از ایشون تشکر می کنه.

آقای تپلی جایگزین ایشون می شه و با هیجان کل جریان رو به مسخره می گیره. گویا ایشون مدیر کل امور فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد هستند(آقای سیفی) و گویا در دقیقه ی ۹۰ وارد بازی شدن و بچه ها از دانشگاه آزاد استعلام گرفتن.

کنایه پراکنی ها و بی اخلاقی ها و در نتیجه بی نظمی ها بالا می گیره.

وسط یکی از همین شلوغی ها که دیگه حسابش از دستم در رفته همون مدیر بحران جای مجری رو میگیره.(فقط مونده سلیمی نمین جاش رو با من عوض کنه).

جلسه یک ایراد اجرایی داره که میره تا به یک مشکل سیاسی-امنیتی تبدیل بشه و اون بی میکروفونی جناب مجریه. و این امر موجب میشه میکروفون یکی از اون ۲نفر رو بکشه و بدبختانه این ۱نفر همیشه آقای سیفی است. بعد که متوجه حساسیت ایجاد  شده در جمع حامیان میشه سعی می کنه که با رعایت مساوات مشکل رو حل کنه. بنده ی خدا وقت رو ثانیه ای حساب میکنه که مشکلی پیش نیاد. طرفین از این رعایات مجری راضی هستن.

تالار آروم شده و جناب سیفی مشغول صحبت هستن:"...مگه مملکت قانون نداره؟"

پرستو که حالا یه جایی جلوی سکو نشسته بلند قاطع رسا و بسیار با مزه میگه:"نع"

جناب سیفی با دهن باز بهش نگاه میکنه(یکه خورده)

پرستو ادامه می ده:"دانشگاه آزادش نداره"....باز هم شلوغ پلوغ می شه و باز هم حامیان نظم....

به ساعتم نگاه می کنم...از ۵ گذشته(برنامه تا ساعت ۵ بود)

به سکو نگاه می کنم...چه جالب:پرستو! اون بالا چه کار می کنی؟ آخرش واسه خودت کار می گیری ها.

و باز هم حامیان نظم....میخوان بیارنش پایین. اما اون دلش می خواد حرف بزنه.(اما قبلاً سر یکی از داد و بیداد ها توضیح داده بودن که برنامه مجوز تریبون آزاد نداره)

ساعت ۶ شده.دیگه خسته شدم. مجری به عذاب اشد من النار مشغول جمع کردن برنامه است.(مگه میزارن؟) جمع دانشجویان حامی دانشگاه آزاد به طرز ناشیانه ای به یکباره قیام می کنن و در حال ترک تالار هستن.(الان باید سرود پخش کنن که صحنه تمیز از آب در بیاد) مجری به سازماندهی شده بودن جریان اشاره ی پررنگی دارن. اهالی تالار هم با کف و هووو عزیزان از دست رفته رو بدرقه می کنن.

|+| نوشته شده توسط سردبیر در جمعه 10 خرداد1387 و ساعت 18:47